منطق قديم – استاد: سرکارخانم سلاحورزي یادداشتهای جلسه دوم 16/12/87
گر قضيه اي جاي موضوع و محمول آن عوض شود و قضيه جديدي حاصل شود به اولين قضيه اصل و دومي را عكس مي گوئيم .
فايده: برخي چيزها از طريق اصل اثبات مي شود اما برخي ديگر از طريق قضيه عكس اثبات مي گردد.
بنابر اين در قضاياي عكس:
1- جاي موضوع و محمول عوض مي شود
1- هردو قضيه اصل و عكس بايد صادق باشند و خلاف واقع نباشند .
2- در اين قضايا با كميت و كيفيت كاري نداريم بجز يك استثنا و آن اينكه موجبه كليه را تبديل مي كنيم به موجبه جزئيه براي اينكه هميشه صادق باشد
تناقض :
دو قضيه را متناقض مي گويند كه :
1- اول اينكه كم و كيف را تغيير مي دهيم بدين ترتيب كه : (كم: هر –همه ) اگر كلي است به جزئي تبديل مي شود و اگر جزئي است كلي مي شود.
(كيف: فعل) فعل آن هم منفي مي شود.
"هر – همه و هيچ" تبديل مي شود به" برخي "
2- دو م اينكه : با موضوع و محمول كاري نداريم و جابجا نمي شود .
3- سوم: حتما بايد از دو قضيه يكي صادق و يكي كاذب باشد .
فايده : فايده اين امر كشف تناقض گويي طرف مقابل است .
3- تناقض شامل هر 4 قضيه محصوره مي شود و حتي سالبه جزئيه هم نقيض دارد.
بنابر اين در تناقض :
موجبه كليه ------< سالبه جزئيه
موجبه جزئيه -----< سالبه كليه
سالبه كليه -------< موجبه جزئيه
سالبه جزئيه------< سالبه جزئيه
تضاد:
دو قضيه را متضاد مي گوئيم كه :
1- به هيچ وجه نمي توانند هردو قضيه صادق باشند . اما مي شود يكي صادق و يكي كاذب باشد و يا هردو كاذب باشند.
2- در تضاد جاي موضوع و محمول تغيير نمي كند.
3- فقط كيف تفيير مي كند.
4- قضاياي جزئي ضد ندارند.يعني نه موجبه جزئيه و نه سالبه جزئيه متضاد ندارند.(بقيه مطالب جلسه از روي جزوه مطالعه شود).
با مشارکت خود مارا همراهی فرمایید.