منطق قديم  استاد سلاحورزي : 18/2/88

استدلال يا حجت :

مجموعه اي از تصديقات معلوم كه به كشف تصديق مجهول كمك مي كند استدلال يا حجت ناميده ميشود.

بعبارت ديگر از دو يا چند قضيه معلوم كمك گرفته مي شود براي كشف يك قضيه مجهول.

مقدمه:

تصديق معلومي است كه به وسيله آن تصديق مجهول كشف مي گردد.

نتيجه: تصديق مجهولي كه بوسيله مقدمات معلوم كشف شده است.

 

استدلال معمولا دو مقدمه دارد.

 

صغري و كبري

به اين تصديق توجه كنيد:

هوا

وزن

دارد

موضوع

محمول

رابطه

هميشه مصداق موضوع كم است و معمولا محمول عام تر است.

هركدام از اين دو (موضوع يا محمول ) كه مصداق كمتري داشته باشند " اصغر" و آن يك كه عام تر باشد " اكبر " گفته ميشود.

 

هرگاه دو مقدمه داشته باشيم به مقدمه اي كه اصغر در آن است " صغري "  و آن يك كه  اكبر در آن است  "كبري " گفته مي شود.

هوا جسم است ( صغري )                        هر جسمي وزن دارد ( كبري)

 به كلمه اي كه در هردو مقدمه تكرار شود  " حدوسط" مي گويند.

 

حد وسط 2 شرط دارد:

1-      به يك معنا بكار رود

2-      به يك اندازه بكار رود

 

انواع استدلال يا حجت:

استدلال يا حجت 3 نوع است :

1-      قياس

2-      استقراء

3-      تمثيل

 

-قياس :  آن نوع از استدلال است كه در آن از مقدمات كلي به نتيجه كلي ميرسيم.

هوا جسم است             هر جسمي وزن دارد            هوا وزن دارد

 

-استقراء : آن نوع از استدلال است كه در آن از از مقدمات جزئي به نتايج كلي مي رسيم.

استقراء يا تام است و يا ناقص.

استقراء تام: در استقراء تام محدوده تحقيق محدود است و تمام موارد بررسي ميشود مثل جمعيت يك روستا.

استقراء ناقص: استقراء ناقص از اقسام سفسطه است . محدوده وسيع است و معمولا با وقت كم و شرايط محدود نميتوان استقرتئ تام بدست داد مثل انتخاب يك جمعيت نمونه ، بررسي و تعميم نتايج به كل جمعيت .

 

-تمثيل: آن نوع از استدلال است كه در آن از مقدمات جزيي به نتايج جزئي مي رسيم .

مثل مقايسه دو چيز .

 

 ***************************************

منطق قديم     استاد سلاحورزي 1/3/88

اقسام قياس :

قياس از دو نظر تقسيم ميشود :  از نظز ظاهر  و از نظر ماده و محتوا

1-     از نظر ظاهر

-         قياس شكل اول

-         قياس شكل دوم

-         قياس شكل سوم

-         قياس شكل چهارم

 

 

براي نتيجه گيري از يك استدلال شرايطي وجود دارد . اين شرايط دو دسته اند:

الف )شرايط عمومي                               ب)شرايط اختصاصي

 

شرايط عمومي نتيجه گيري :

1-      حذف حد وسط ( حرف تكراري )

2-      نوشتن كم قضيه طبق قاعده

3-      نوشتن كيف قضيه طبق قاعده

4-      هميشه اصغر را اول نوشته پس اكبر را مينويسيم

 

قاعده نوشتن كم:

1-  اگر         هردو مقدمه اولشان  هر، همه باشد                   يكي از آنها را مينويسيم       (هريا همه)

2-  اگر         هردو مقدمه اولشان هيچ        باشد                   يك هيچ مي نويسيم

3- اگر          هردو مقدمه اولشان  برخي يا بعضي باشد            يكي از انها را مي نويسيم

4- اگر          اول يكي هر يا همه و دومي هيچ باشد                بايد هيچ را انتخاب كنيم       (اخص مقدمه)

5- اگر          يكي هر يا  همه  و دومي  برخي  يا  بعضي باشد   برخي يا بعضي را مينويسيم.

6- اگر          يكي هيچ و ديگري برخي يا بعضي باشد            برخي يا بعضي را مينويسيم

 

استثناء: شكل سوم هميشه برخي است (يعني اگر هردو هر  ،  يا هردو هيچ  باشد هميشه برخي يا بعضي را مينويسيم.

 

قاعده نوشتن كيف :

 اگر             هردو مقدمه مثبت باشد         نتيجه      مثبت است .

اگر              هردو مقدمه منفي باشد         نتيجه      منفي است .

اگر              يكي مثبت و ديگري منفي باشد          منفي است .

 

شرايط اختصاصي نتيجه گيري :

به اين اصطلاحات توجه شود:

مغ = موجبه بودن صغري

كب= كلي بودن كبري

خين= اختلاف مقدمتين از نظر سلب و ايجاب كيف آنها

كاين= كلّي بودن يكي از دو مقدمه

 

 

 

حال شرايط اختصاصي نتيجه گيري در قياس ظاهري :

شكل اول : مغ كب

شكل دوم : خين كب

شكل سوم: مغ كاين

شكل چهارم: خين كاين

 

 

 

2-    قياس از نظر ماده و محتوا :

 اين نوع قياس 5 نوع است كه به آن صناعات خمس گفته مي شود:

1-      برهان

2-      جدل

3-      سفسطه

4-      خطابه

5-      شعر

 

 

به اين مفاهيم توجه شود:

يقينيات: شامل اوليات – مشاهدات – محسوسات – متواترات – مجربات

-         اوليات قضايايي هستند كه چنان واضح و روشن هستند كه نياز به استدلال ندارند و پايه هر علمي هستند . درعلوم مختلف نامشان فرق مي كند. مثل اصل اتمتناع تناقض يا كوچكتر بودن جرء از كل.

-         مشاهدات و محسوسات  اطلاعاتي كه از طريق حواس پنجگانه بدست ميآيند مثل روشني روز – گرمي خورشيد – شوري غذا- بوي خوش . حوزه محسوسات گسترده تر از مشاهدات است .

-         متواترات  خبر واحدي از منابع متعدد و مختلف بطوريكه اطمينان حاصل شود بر صحت آن و تباني احساس نشود.

-         مجربات  اخباري كه با آزمايش و تجربه علمي و مشاهدات تكرار پذير حاصل شده و تأييد شده باشد . مثل اينكه مي گوييم آب در صد درجه بجوش ميآيد.

 

برهان : برهان به قياسي گفته مي شود كه منبع اطلاع آن يكي يا دوتا از يقينيات باشد. برهان مهمترين نوع قياس و بهترين آن است . مثل اصول رياضي.

 

مسلمات:  اطلاعات و معلوماتي كه يك دسته ، گروه ، فرقه و يا طايفه آن را اصل بدانند.

مشهورات:  چيزهايي كه معمولا جرء اداب و رسوم هستند . مثل اينكه جلو بزرگتر نبايد پا را دراز كرد . ابتدا به سلام خوب است و...

مقبولات:  اطلاعات و معلوماتي قابل قبول است كه گويند آن را قبول داريم

جدل: قياسي كه از مسلمات طرف مقابل استفاده شود ، از آداب و رسوم و آنچه قبول دارد آورده و توسط همانها نظر او رد ميشود.

خطابه: از مقبولات ومشهورات و مظنونات استفاده ميشودجهت تشويق مردم به كاري يا منع آنان از امري .

تفاوت خطابه و جدل ، استفاده از مظنونات در خطابه است .

 

وهميات: چيزهايي كه واقعيت خارجي ندارد و خيالي است .

شبهات : چيزهايي كه شبيه واقعيت هستند و واقعيت ندارند. مثل يدالله فوق ايديهم

سفسطه : قياسي كه يكي از مظنونات – وهميات و مشبهات در آن باشد.

سفسطه را همه مي توانند بكار برند گاهي علماء و دانشمندان در جاي خود از ان استفاده مي كنند.

مخيلات : اطلاعات و معلوماتي كه قوه خيال را برمي انگيزانند.

 

شعر: سخني كه در آن به نحو شديد تري از مخيلات استفاده شود.

 

" فلاسفه و رياضي دانان معمولاً برهان را بكار مي گيرند "

" متكلمين معمولاً از جدل بهره ميگيرند".

 

اشكال قياس:

 

شكل اول: حد وسط در كبري موضوع و در صغري محمول باشد

شكل دوم: حدوسط هم در كبري و هم در صغري محمول باشد.

شكل سوم: حد وسط هم در كبري و هم در صغري موضوع باشد.

شكل چهارم :( عكس شكل اول ) حدوسط هم در كبري و هم در صغري موضوع باشد. شكل چهارم اعتبار ندارد.

 والسلام