فلسفه ملاصدرا 1 استاد خلیل پوستینی یادداشتهای جلسه دوم 16/12/87
دغدغه فلاسفه اسلامي از اين حيث است و اگر به بحث خداشناسي پرداخته اند ، نيز توجه آنان به نظام علي و معلولي است و توجه به علت العلل كه خداوند است .
هدف فلسفه خدا شناسي نيست گرچه به خداشناسي نيز مي پردازد . اما فلاسفه اسلامي خيلي دوست داشته اند به سرعت به به منشا حقيقت برسند.
فلسفه اسلامي شاخه اي از فلسفه مابعد الطبيعه غرب است . شاخه اي از فلسفه يونان است اما رنگ و بوي خداشناسي آن تقويت شده است . كه پس از ملا صدرا متوقف ماند اما در غرب روي آن كار شد.به نظر ميرسد فلاسفه اسلامي قانع شدند . شايد علت اين است كه با تكيه بر سنت ها پس از ملاصدرا از آنچه كه در فلسفه غرب دنبال مي شد بازمانديم.
اولين اصل مدرنيسم اصالت انسان است با تكيه بر عقل .
بنابر اين با تكيه بر عقل هميشه جاي سوال هست و تلاش عقل ادامه خواهد داشت .چ
ملا صدرا فلسفه خود را حكمت متعاليه ناميد.
پيش از ملا صدرا سه نوع نگرش به هستي وجود داشت :
1- نگاه فلسفي ---- نگاه فلسفي – عقلاني------ دانستن عالم
2- نگاه عرفاني ---- كشف و شهود ---- ديدن
3- نگاه كلامي ----- عقل و وحي ----- منشأ وحي .
قبل از حكمت متعاليه ما دونوع فلسفه اشراقي و مشائي را داشته ايم كه پس از خواجه نصير در قرن 7 و 8 مكتب مشاء و اشراق به اوج خود مي رسد .
بعد از خواجه نصير تامكتب اصفهان (حدود 300سال پيش ) جرياني شروع شد كه متفكرين سعي داشته اند به اختلافات پايان دهند و هرچه به قرن دهم مي رسيم هماهنگي بيشتر مي شودتا رسيدن به حكمت متعاليه كه به نتيجه اي رسيد كه مورد توجه همه باشد .
خود خواجه نصير عبارت ميانجي گري را در اين خصوص بكار برده است .
خواجه نصير با " كلام فلسفي " كه ارائه كرد كلام را با فلسفه آشتي داد.
نگرش دين در خصوص ماديات حد اقلي است اما از نظر معنوي ديدگاه حد اكثري دارد.
مكتب اصفهان :
در مكتب اصفهان تلاشها به اوج خود رسيد . اين مكتب به خاطر امثال : مير داماد – شيخ بهايي – مير فندرسكي و ملا صدرا و شاگردانش مكتب اصفهان نام گرفت . در اين مكتب تلاش علمي وسيعي صورت گرفت.
اوضاع فكري مكتب اصفهان ( عصر صفوي ):
صفويه شيعه را رسميت دادند
1- چون زيرك بودند و بخاطر رقابت با تركان عثماني كه سني مذهب بودند.
2- ميدانستند كه ايراني ها قلبا شيعه هستند و با خلفاي عباسي ارتباط ندارندو در اين صورت با حكومت همراه مي شوند.
صفويه با جعل شجره نامه خود را از نسل ائمه معرفي و از همان زمان لفظ سيد و سادات باب شد.علماي بزرگي هم اينان را تاييد كردند.
پس از رسميت مذهب شيعه از فقهاي لبنان – بحرين و غيره دعوت كردند و شروع به نوشتن مباني شيعه كردند و فعاليت كردندو ميدان و فضا براي آنان مهيا شد.
اما از طرفي فضا را براي پيشرفت ساير علوم آماده كردند . اينجا فضا براي فلسفه تنگ و به فلاسفه كم اهميتي شد.مثلا مير داماد سخت نويسي را پيشه كرد بدين خاطر كه متوجه افكار او نشوند.
در كل اگر بي انصافي نباشد عصر صفويه را بايد عصر باشكوهي در جهت پيشرفت علمي و فني ايران دانست.
با مشارکت خود مارا همراهی فرمایید.